عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

255

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

النوبة الثالثة قوله تعالى : اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ وَ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ - شديد العقاب للاعداء ، غفور رحيم للاولياء . شديد العقاب دشمنان را قهر است و سياست ، غفور رحيم دوستان را نواخت است و كرامت . در يك آيت قهر و لطف جمع كرد ، تا بنده ميان قهر و لطف در خوف و رجا زندگى كند ، در قهر نگرد خائف شود ، باز لطف بيند راجى گردد . خوف حصار ايمان است و ترياق هوا ، و سلاح مؤمن . رجا مركب خدمت است و زاد اجتهاد و عدّت عبادت ، و گفته‌اند كه : ايمان و يقين بنده دو پر دارد يكى خوف ، ديگر رجا . هرگز مرغ بيك پركى تواند پريدن . همچنين مؤمن در خوف بى رجا يا در رجاء بىخوف راه دين نتواند بريدن . مثل ايمان راست چون مثل ترازو است ، يك كفهء آن خوف است ، و ديگر كفه رجا ، و زبانه دوستى ، و اين كفه‌ها بعلم آويخته . چنان كه ترازو را از كفه ناچار است ، خوف و رجا از علم ناچار است ، ازين جهت اعلموا در سر آيت نهاد . خوف بىعلم خوف خارجيان است ، رجاء بىعلم رجاء مرجيان است . دوستى بى علم دوستى اباحتيان است . ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ - يا محمد بر تو جز پيغام رسانيدن و دعوت كردن نيست ، و راه نمودن و بار دادن جز كار ما نيست . لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ، إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ . يا محمد ! تو بو جهل را ميخوان ، يا ابراهيم ! تو نمرود را ميخوان ، يا موسى ! تو فرعون را ميخوان ، يا عيسى ! تو قارون را ميخوان . شما ميخوانيد كه بر شما جز خواندن نيست ، من آن كس را بار دهم كه خود خواهم . اى خواستگان ازل ! قدم دولت در سرا پردهء عشق نهيد ، كه دير است تا اين توقيع بر منشور ايمان شما زدند كه : « وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى » ، و اى ناخواستگان ازل ! گليم لعنت بر دوش ادبار خويش